سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

بیماری پسر طلا

1391/2/12 14:56
نویسنده : مامانی
379 بازدید
اشتراک گذاری

سلام.به پسر گلم. سلام به همگی.

دیروز گل پسرم رو بردم دکتر. مطب دکتر آل طیب. برای اولین بار بود می بردمش اونجا. دکتر خودش فامیلش مرعشیه. گفتم ضرر نداره یه دکتر دیگه هم ببرم واسه چکاپ.

واسه آبربزش بینی اش که گفت همون قطره ای که خودم واسش میریختم خوب بود. یه شربت هم داد و گفت شبها بهش بده بخوره.

بعدش هم گلوش رو چک کرد و گفت یه مقدار خیلی کم لوزه اش یه کوچولو از سنش بیشتره که البته مشکلی نیست . اما وقتی یکسال یا یک سال و نیمگی اش پیش هر دکتری بردیش بهش این مطلبو بگو که دوباره چکش کنه.

اما دو تا چیز تو مطب دیدم که یکیش باعث تعجبم شد و یکش خیلی ناراحتم کرد.توی اتاق دکتر ، با خودم 4 نفر نشسته بودیم. یه خانمی با پسر یک ساله و سالمش جلوی ما بود. با دکتر اظهار آشنایی کرد. وقتی که خانومه رفت، دکتر به ما سه نفر گفت بنظرتون یه نوزاد 2 روزه سکته مغزی میکنه؟

ما هم ...niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 

 

گفتیم امکان نداره. دکتر گفت ولی همین پسر خانوم 2 روزش که بود سکته مغزی داشت. بعدش هم گفت ما نوزاد داشتیم که سکته قلبی هم کرده.

با این حال خدا رو شکر کردم که پسر اون خانوم زنده مونده و خدا رو به خاطر سلامت آسمونم هزار بار شکر کردم.

یه خانوم دیگه هم که بعداز این خانوم بود و دکتر نوزاد 26 روزه اش رو معاینه کرد و توصیه های لازم رو بهش داد. بازم وقتی رفت دکتر گفت امان از دست بعضی مادرهای بیخیال و قدیمی فکر.

بچه اش زردی داشته و درجه اش به 40 رسیده تازه اونو برده بیمارستان.دکتر گفت زردی بچه نهایتاً 10 و خیلی خیلی زیاد باشه 15 هستش.

زردی این بچه اینقد زیاد بوده که زده به گوشش و الان کم شنواست. و احتمالا بزرگ که شد باید به مدرسه استثنایی بره.

من اینو که شنیدم اینقد غصه دار شدم که حد و حسابی نداشت. هنوز هم توی فکر اون مادر و به خصوص اون بچه هستم.

آسمونم امیدوارم همیشه سالم و تندرست و سرحال باشی و غم نبینی هیچوقت، هیچوقت توی زندگیت. 

خدایا آسمونم رو همیشه در پناه خودت و زیر سایه مرتضی علی حفظ کن.

آمین یا رب العالمین.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مسافران آسمانی
12 اردیبهشت 91 16:10
سلام عزیزم...
خدا رو شکر که سپهرجون بهتر شده...انشاالله دیگه مریض نشه...
خدایا یعنی هنوزم از این مامانای کم آگاه هست...؟
خدایا همه نینیها رو در پناه خودت حفظ کن تا هیچوقت هیچ نی نی ای مریض نشه و مامانا هم غصه دار نشن...


سلام عمه جان. مشتاق دیدار.الحمدلله بهتره عزیزم.
واسه این مامان ها هم... نمیدونم والا. ولی بنده خدا به قیافه اش میومد اینقد آگاهی نداشت. هرچند میگفت بچه ی دومش بود.
مامان پریسا
14 اردیبهشت 91 11:51
خیلی ناراحت شدم.
آخه یه مادر چقد میتونه بی خیال باشه.
خدایا خودت از مواظب این فرشته ها باش.
عزیزم خصوصی داری


سلام عزیزم. مرسی که قابل دونستی و رمز دادی.
سید
14 اردیبهشت 91 21:25
با سلام و عرض احترام
ماشاالله آقا سپهرتان نازه و خدا همیشه براتون سالم و سلامت نگهش داره و هیچ وقت و هیچ وقت مریض نشه البته با مراقبت های بیشتر مامان و باباها
خوشحال می شم به یادگاری های کوچولوی منم سربزنید و اگر مایل به تبادل لینک هستید به بنده اطلاع دهید


با سلام به مادر خانومی و آقای پدرِ آقا امیر کوچولو.
ممنونم زنده باشید و همچنین امیر کوچولو رو واسه ی شما.
چشم . بااجازتون لینکتون میکنم. من و آقا سپهر هم خوشحال میشیم به ما سر بزنید.به خانوم هم سلام زیاد برسونید.
مامان پریسا
16 اردیبهشت 91 9:03
عزیزم من مطمئنم برای این پست کامنت دادم و رمز رو هم دادم
یعنی چی شد؟؟؟؟؟؟؟
اشکال نداره دوباره خصوصی


سلام. معذرت، معذرت، معذرت.
آره . آخه راستش رو بخوای بلد نبودم چجوری باید خصوصی رو بخونم. از مامان علی پرسیدم .حتماً عکسها رو میبینم عزیز دلم.
و ممنون از اینکه اعتمادکردی و بهم رمزدادی. پریسا بهتره ایشالا؟